هستیم را مست خاموشی زکامت میکند
ای که عمری را پی رویای شیرینت شدم
بی گمان این عشق هم خود راندامت میکند
سالها در وهم احساسم فقط بخشیده ام
غافل اما یادگاری ها خیانت میکند
شام رویایی که پیوند مرا در کام دید
با شرارت عشق را شرط بکارت میکند
این گناه از من نبود ای بت که در راهت شدم
آشنایی ها تو را سرخوش زعادت میکند
برچسب: فراموشی,
نویسنده: یوسف کاشفی
تو در پی لذت ....
و من در پی انتها
برچسب: گریه,
نویسنده: یوسف کاشفی
ببخش که عطر تو را دوست دارم
عطر تو مرا برد به بعد از بلوغ یگانگی
مرا برد به آغاز عشق واحساس
مرا برد به رهایی از اسارت قطب های متضاد
مادر نوشیدم به سلامتی تو امشب
نوشیدم با غمی قرمز که با خونم در آمیزد
عطر تو را که یافتم دگرگون شدم
خودخواهی مرا ببخش
عطر تو به من نمی آید
عطر تو، عطر توست
دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۶ 4:11 |- مهرنوش سالم -|
برچسب: کاوش,
نویسنده: یوسف کاشفی